سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۹، ۰۶:۱۳ ب.ظ

همزمان با رونمایی مجموعه داستان «خش‌خش کفش‌های من» قرائت شد:

 اخبار فرهنگی

همزمان با رونمایی مجموعه داستان «خش‌خش کفش‌های من» قرائت شد:

همزمان با رونمایی مجموعه داستان «خش‌خش کفش‌های من» قرائت شد:

بیانیه‌ی هیئت داوران نخستین جشنواره‌ی داستان کوتاه ناشنوایان، صدای سکوت + گزارش تصویری

داستان فروردین ۲۵, ۱۳۹۷شناسه خبر : 1215

جشنواره صدای سکوت با هدف ارتقابخشی به نگارش و بالا بردن قدرت درک مفاهیم انتزاعی ناشنوایان به‌واسطه داستان، از فروردین ۹۶ با برگزاری کارگاه‌های داستان‌نویسی از قم آغاز شد و باتوجه به استقبال عزیزان ناشنوا به‌صورت همگانی درآمد. پس از طی فرآیند آموزش داستان‌نویسی در ده استان کشور، دوستان ناشنوا از ...

جشنواره صدای سکوت با هدف ارتقابخشی به نگارش و بالا بردن قدرت درک مفاهیم انتزاعی ناشنوایان به‌واسطه داستان، از فروردین ۹۶ با برگزاری کارگاه‌های داستان‌نویسی از قم آغاز شد و باتوجه به استقبال عزیزان ناشنوا به‌صورت همگانی درآمد.

پس از طی فرآیند آموزش داستان‌نویسی در ده استان کشور، دوستان ناشنوا از سراسر ایران داستان‌های خود را برای جشنواره ارسال کردند. در کل ۱۱۲ داستان‌ به دبیرخانه این جشنواره رسید که در سه مرحله داوری شد و ۳۴ اثر برگزیده به دور پایانی راه یافتند. آقایان ابوتراب خسروی(نویسنده و دبیر مدارس استثنایی)، کامران رحیمی(نویسنده ناشنوا) و علی‌اصغر عزتی‌پاک(نویسنده و منتقد ادبی) به‌طور جداگانه داستان‌ها را از جهت ساختارداستانی و اندیشگی آن بررسی و امتیازبندی کردند. سپس تعداد چهارده داستان اول در مجموعه «خش‌خش کفش‌های من» از طریق انتشارات داستان جمعه به چاپ رسید که امروز شاهد رونمایی آن هستیم و  سه نفر از شرکت کنندگان با رای گروه داوران ممتاز و هفت نفر قابل تقدیر شناخته شدند.

اما از بررسی محتوایی این داستان‌ها می‌توان به نتایج جالبی رسید، این‌که فضای بیش‌تر آن‌ها در دنیایی ساکت می‌گذشت و ناشنواها سعی کرده بودند از لحظه‌های حساس زندگی‌شان بگویند. لحظه‌هایی که مختص به خودشان بوده و هست؛ یعنی همان تجربه زیسته.

در داستان‌ها لحظه‌های تلخی هم وجود داشت، از دیده نشدن، از این‌که ما به‌راحتی از کنارشان رد شده‌ایم و به حرکت دست‌وصورت‌شان خیره مانده‌ایم. حرکت‌هایی که برای آن‌ها در حکم کلمه‌ هستند و برای ما بازی‌ای بیش به‌شمار نمی‌آیند. حرف دیگرشان مشکلاتی بود که جامعه به ناشنوایی‌شان تحمیل کرده و می‌کند.

در داستان‌ها لحظه‌های شیرین هم دیده می‌شد، از همدلی، توانایی، خودباوری، این‌که آن‌ها ثابت کردند، فقط دنیای‌شان ساکت است و مشکل دیگری وجود ندارد، این‌که اگر شرایط برای‌شان مهیا شود، می‌توانند رشد کنند، بنویسند و بخوانند و با دنیای اطراف‌شان ارتباط برقرار کنند، شاد باشند و در سکوت‌شان بخندند.

داستان‌ها پر بود از مادرهایی که کنار بچه‌های ناشنوای‌شان تلخی‌وشیرینی روزگار را چشیده بودند. پر بود از مردمی که گاهی یادشان می‌رود به جای داد‌وهوار کردن، صبور باشند و باآرامش کلمه‌ها را حرف‌به‌حرف ادا کنند تا نگاهی تشنه‌ از روی حرکت لب‌های‌شان فکرشان را بفهمد و با آن‌ها ارتباط برقرار کند.

اما گذشته از این‌، داستان‌ها به جهت نثر و نگارش به‌شدت نیاز به ویراستگی داشتند. چراکه ناشنواها به‌خاطر استفاده از زبان مخصوص خودشان یعنی زبان اشاره، از ساختار دستور زبان فارسی کم‌تر استفاده می‌کنند و این در داستان‌ها مشهود بود. لذا این عزیزان اگر بخواهند ارتباطی بهتر و اصولی‌تر با بدنه جامعه داشته باشند و به نوشتن ادامه دهند، نیاز است بیش‌تر کتاب مطالعه کنند و گنجینه واژگان‌شان را غنی‌تر کنند.

در مورد جهان‌بینی و اندیشه موجود در این داستان‌ها نیز می‌توان گفت این دوستان لازم است دقیق‌تر و عمیق‌تر داستان بخوانند. گاهی لازم است از احساسات‌شان فاصله بگیرند و به اطراف بادقت بنگرند و به افراد و رفتارهای‌شان فکر کنند تا داستان‌هایی بهتر و به جهت فکری عمیق‌تر خلق کنند.

در پایان خوشحالیم که جشنواره «صدای سکوت» با چنین هدف والایی برگزار شده است و امید داریم با پیگیری مسئولان در سال‌های آتی ادامه پیدا کند تا انگیزه خواندن و بهتر نوشتن در ناشنوایان دوچندان شود.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی